اثر سه متغیر مهم بر آینده بورس و ۷ اشتباه کنونی سرمایه گذاران

امروز پنجشنبه 03 مهر 1399
اخبار بورسی و اقتصادی

کل گیری روند مثبت در بازار دیروز متأثر از عوامل متعددی از جمله کاهش پی در پی قیمت سهام شرکت های مختلف و به کف رسیدن قیمت ها و شاخص بورس بود.

یک کارشناس بازار سهام در گفتگو با خبرنگار بورس نیوز ضمن بیان مطلب فوق با اشاره به اینکه بازار سرمایه نسبت به نتایج مثبت از مذاکرات هسته ای با واکنش صعودی مواجه می شود اظهار داشت: در شرایط کنونی، شرکت های بورسی که از وضعیت مالی مناسبی برخوردار نمی باشند نیز با انتشار اخبار امیدوار کننده از مذاکرات هسته ای با واکنش مثبت همراه شده و روندی صعودی به خود می گیرند.

 

فریبرز پرنا، عمده دلایل تداوم روندی منفی در بازار سهام با توجه به کف بودن قیمت سهام شرکت های بورسی را مبنی بر عدم بهره وری مناسب دارایی های شرکت های فوق دانست و افزود: در حال حاضر عوامل متعددی در کاهش بهره وری دارایی های شرکت های بورسی از جمله، کاهش صادرات سیمان به کشور عراق، عدم تعیین نرخ بهره مالکانه سنگ آهن، نرخ خوراک مجتمع های پتروشیمی و همچنین تأثیر افت جهانی قیمت نفت و طرح کیفی سازی شرکت های پالایشی متأثر می باشد.

 

وی نحوه مدیریت سابق سازمان بورس در جذب نقدینگی جامعه را ضعیف دانست و گفت: اکنون بسیاری از مردم سرمایه های خود را برای خرید سهام پدیده شاندیز علیرغم مشکلات به وجود آمده بکار گرفته اند با مشکلات متعددی نیز مواجه شده اند ولی بازار سرمایه با این همه زیرساخت و سیستم های کارگزاری موفق به جذب سرمایه های سرگردان موجود در جامعه نبوده است.

 

پرنا، افزایش سرعت نقدشوندگی سهام در بازار سهام را حداقل انتظار سرمایه گذاران عنوان کرد و افزود: در شرایط کنونی بازار سهام، سرمایه گذاری که 10 درصد سهام یک شرکت بورسی را خریداری می نماید در صورت نیاز مالی بایستی مدت زمان دو ساله را برای رسیدن به سرمایه خود در نظر بگیرد.

 

این کارشناس بازار سهام، کاهش نرخ خوراک گاز شرکت های پتروشیمی را در افزایش سودآوری شرکت های مذکور مثبت ارزیابی کرد و گفت: با توجه به کاهش جهانی قیمت نفت و همچنین امکان کاهش نرخ خوراک شرکت های پتروشیمی بایستی منتظر ماند که در نهایت چه میزان افزایش سودآوری در سهام شرکت های فوق به تبع این تصمیم به وجود می آید.

 

وی افزایش نرخ دلار آزاد در داخل کشور را منوط بر کاهش بیشتر قیمت نفت دانست و یادآور شد: نرخ دلار آزاد تنها با نزول قیمت نفت به کمتر از 40 دلار می تواند روندی صعودی در پیش گیرد در غیر این صورت در محدوده 3 هزار و 400 تومان تا 3 هزار و 600 تومان نوسان دارد.

 

پرنا در پایان خاطر نشان کرد: قیمت جهانی نفت در چند ماه آینده با افزایش نرخ فروش مواجه خواهد شد و پیش بینی ها از رسیدن قیمت نفت به محدوده 60 تا 70 دلاری حکایت دارد.

مدیرعامل شرکت مشاور سرمایه گذاری ابن سینا مدبر شرایط آینده بازار سهام را با درنظر گرفتن سه متغیر قیمت نفت،بازارهای موازی و مذاکرات را تحلیل و ۷ اشتباه کنونی سرمایه گذاران را اعلام کرد.

به گزارش پایگاه خبری بورس پرس،بازار سرمایه در تمامی کشورها همواره به اخبار مختلف اقتصادی و سیاسی واکنش نشان می دهد اما این واکنش ها معمولا درکوتاه مدت با خوش بینی و یا بدبینیهایی همراه است که می تواند رفتارهای هیجانی را موجب شود و باعث زیان سرمایه گذاران و معامله گران هیجان زده بشود. بازار سرمایه کشور ما نیز از این قانون مستثنی نیست.

درحال حاضر احساس بیم و امید،تقریبا درهرسرمایه گذار حقیقی و حقوقی وجود دارد.ترس و نگرانی نسبت به وضعیت قیمت نفت در بودجه 94 و حتی در سه ماه پایانی سال 93 و تاثیر آن بر وضعیت عمومی اقتصاد، ترس از ریزش بیشتر بازار در وضعیت کنونی و عدم رغبت به معامله ، نگرانی از اوج گرفتن بازارهای موازی بورس  و ترس از به نتیجه نرسیدن مذاکرات مهمترین ترسهای بازار است.

درمقابل امیدها نسبت به تثبیت شرایط صنایع در بعد داخلی، وجود ذخایر بالای ارزی و عدم نگرانی نسبت به وضعیت بودجه کشور، اعتقاد به کنترل بازارهای موازی توسط دولت و عدم رونق بازار طلا  و افزایش قیمت آن در بعد جهانی، به نتیجه رسیدن مذاکرات ( حتی زودتر از پایان مهلت قانونی)  و نتیجه گیری مثبت از آشتی کوبا و آمریکا به نفع مذاکرات هسته ای، عدم کاهش مجدد قیمت نفت از مقدار فعلی و حتی بازگشت به محدوده 60-70 دلار برای هر بشکه، ثبات بازار ارز، کاهش نرخ تورم و بهبود شرایط کسب وکار داخلی ، رونق اقتصاد جهانی در نتیجه کاهش نفت و در نتیجه بهبود بازارهای کالایی و... از امیدهای سرمایه گذاران در بازار فعلی است.

اما نکته مهم این است که در این شرایط تصمیم درست چیست؟ امیدواران در حال خرید و یا نگهداری سهم خود و از طرفی نگرانها در حال خروج هستند ویا خرید خود را به آینده موکول کرده اند. تصمیمات کدام گروه درست خواهد بود؟

پاسخ به این سوال کمی مشکل است و به راحتی نمی توان عملکرد هیچ گروهی را نقد کرد زیرا افراد با توجه به سطح ریسک پذیری و برداشت خود از اطلاعات موجود دست به معامله در بازار می زنند. بنابراین هر تحلیلی در شرایط فعلی می تواند درست یا غلط باشد و این گذر زمان است که برندگان این بازی را تعیین خواهد کرد. با این وجود در صورتیکه بی طرفانه و منصفانه به شرایط بنگریم و سعی کنیم اطلاعات و شرایط موجود را آنگونه که هست ( و نه آنگونه که ما دوست داریم) تحلیل کنیم، می توانیم نسبت به وضعیت آینده بازار درک بهتری داشته باشیم.

در این قسمت به نقد و بررسی این بیم و امیدها خواهیم پرداخت و سعی می کنیم نگاهی دور از تعصب و غیر جانبدارانه به شرایط موجود داشته باشیم.

وضعیت بازار نفت و تاثیر آن بر اقتصاد کشور چگونه خواهد بود؟

وضعیت قیمت نفت از منظر وابستگی بودجه کشور به آن و وابستگی قیمت محصولات پتروشیمی به قیمت نفت بر اقتصاد کشور تاثیر گذار است. بسیاری بر این باورند که افت قیمت نفت باعث اختلال در درآمدهای ارزی کشور و احتمال دست اندازی دولت به منابع صندوق توسعه ملی و یا افزایش ریالی قیمت دلار منجر خواهد شد. چیزی که در دولت قبل اتفاق افتاد. اما این همه ماجرا نیست. وابستگی بودجه به نفت در سال 94 کمتر از 35% است، دولت ذخیره ارزی مناسبی دارد و  در بودجه 94 سهم صندوق توسعه ملی از درآمد نفتی حدود 9% نسبت به سال قبل کاهش یافته است( قرار بود با افزایش 3 درصدی نسبت به سال قبل به 32 درصد برسد) اگرچه که تاکنون مجلس مخالفت اولیه خود را اعلام کرده است.

دولت ابزارهای مختلف تامین مالی از بازارهای پولی و مالی را در بودجه گنجانده است. همچنین ماهانه مبالغ ارزی قابل توجه دیگری نیز که نتایج توافق ژنو است به کشور تزریق می شود. باید دقت کرد که این درشرایطی است که تمامی ارقام بودجه بر اساس ادامه یافتن شرایط تحریم تدوین شده و هر گونه رفع تحریم می تواند منابع ارزی بیشتری را به سمت کشور سوق دهد.

بازگشت قیمت نفت از محدوده 60 دلار می تواند نشانه خوبی برای بازار نفت باشد و در صوتیکه این قیمتها تثبیت شود ( وحتی به قیمتهای 70 دلار و یا بالاتر هم نرسد) باعث رونق معاملات نفت و محصولات پتروشیمی خواهد شد  و حداقل در کوتاه مدت خاطر معامله گران را نسبت به کاهش بیشتر قیمتها آسوده تر خواهد کرد.

نکته مهمتر درخصوص وضعیت بودجه این است که کشور ما نفت 7 دلاری و نفت 140 دلاری نیز به خود دیده و در هر دو مورد ( فارغ از اتفاقات سیاسی و اقتصادی دیگر) نوسان قیمت نفت نتوانسته به خودی خود اتفاقات زیر و رو کننده ای را ایجاد کند که منجر رونق دایمی و یا بحران عمیقی در صنایع کشور بشود. اگرچه که پروژه های عمرانی را دچار نوساناتی در کوتاه مدت کرده است. به هرحال مبالغی که از توافق ژنو تا کنون آزاد شده نیز تاثیر محسوسی بر وضعیت کشور نداشته است.

در حال حاضر اگرچه بخش خصوصی چندان قدرتمند نیست اما سهم دولت در بسیاری ازفعالیتهای اقتصادی نسبت به سالهای قبل کاهش یافته و بسیاری از شرکتهای بزرگ بودجه دولتی ندارند و بنابراین وابستگی مستقیمی به قیمت نفت ندارند.در بدترین شرایط نیز دولت می تواند در هزینه های دستگاههای خود صرفه جویی نماید، و یا مقداری از بودجه بخشهای مختلف را کاهش دهد ( ممکن است رشد بخشهایی نظیر بخشهای عمرانی محدود شود) بنابراین با وجود اینکه نگرانی هایی از وضعیت قیمت نفت وجود دارد اما به نظر می رسد این یک نگرانی عمومی است. می توان گفت در شرایط فعلی و با قیمتها فعلی بازار نفت مشکلی از بابت بودجه ای برای کشور بوجود نمی آورد و نباید با مفروضات فعلی، نگرانی بیش از اندازه ای نسبت به تحقق بودجه دولت در سال 94 داشته باشیم.

بازارهای موازی بورس چه وضعیتی خواهند داشت؟

عملکرد درخشان بازار طلا و ارز در یکی دو سال گذشته و عملکرد بازار مسکن و بازار پول ( سپرده بانکی) در دوره طولانی مدت، باعث شده تا هموراه این بازارها مورد توجه سرمایه گذاران قرار گیرد. از ابتدای امسال بازار ارز و طلا به طور میانگین توانسته اند بازدهی بیشتری نسبت به بازار بورس رقم بزنند. بازارمسکن اما نتوانسته از رکود چند سال اخیر جدا شود.

در بازار طلا، قیمتهای جهانی فاقد پشتوانه بنیادین لازم برایرشد ادامه دار هستند، اما بازار ارز و بازار پول شرایط متفاوتی را در پیش دارند. به نظر می رسد رویکرد دولت استفاده از ظرفیت های بازار پول و سرمایه است و قصد دارد تابا تعادل نسبی هر دو بازار را به موازات هم در تامین مالی اقتصاد درگیر کند. در حالیکه تورم کاهشی است و برای سال 94 کمتر از 20 درصد در نظر گرفته شده است، بانک مرکزی نرخ سودهای بانکی را بدون تغییر محسوسی در نرخ سود یک ساله و بلند مدت اعلام کرد و نرخ سودهای 6 ماه تا یکسال و 9 ماه تا یکسال را دو درصد افزایش داد و حداقل زمان لازم  برای دریافت سود از بانک را باقی ماندن سپرده به مدت یک ماه در حساب بانکی اعلام کرده است.

این رویکرد می تواند به عنوان سوپاپ اطمینان دولت عمل کند. ورود و خروج بسیار کوتاه مدت  وجوه از حساب بانکی جهت استفاده در سایر بازارها با این شرایط محدود خواهد شد و اینکه بتوان پول را یک هفته و یا چند روز در حسابی نگه داشت و سود دریافت کرداز بین خواهد رفت. این کار می تواند انگیزه سفته بازی را کاهش دهد. از طرفی نرخهای یکساله و بلند مدت هنوز جذاب هستند .

بنابراین با عدم کاهش سودهای میان مدت و بلند مدت، دولت امید دارد تا ضمن جلوگیری از تضعیف بازار پولی  و منابع نقد در اختیار بانکها، از شبکه بانکی به عنوان سوپاپ اطمینان جهت جلوگیری از رسوخ نقدینگی به بازار ارز و سکه استفاده نماید. علاوه بر این دولت اعلام کرده است نرخ دلار را متناسب با شرایط بازار کنترل خواهد کرد و ممکن است این به معنای تثبیت قیمت ارز نباشد و نرخ تورم به صورت سالانه در قیمت دلار جذب شود.

بنابراین نباید انتظار داشته باشیم دولت بازار ارز و طلا و بانک را سرکوب کند. درحال حاضر هیچ بازاری به تنهایی توان کنترل نقدینگی را ندارد و به نظر می رسد توسعه متوازن همه بازار های موازی در دستور کار باشد. در این راه آخرین بازاری که به حرکت درآید بازار مسکن خواهد بود که دولت برنامه ویژه ای برای رونق آن در نظرگرفته است. البته پیش بینی زمان و میزان جذب نقدینگی در بازار مسکن بسیار مشکل خواهد بود، اما به نظر نمی رسد بازار مسکن بلافاصله از رکود به شرایط جهش درآید. بنابراین در خوشبینانه ترین حالت می توان انتظار رونق خرید و فروش و تحریک غیر تورمی مسکن  را داشت.

وضعیت مذاکرات هسته ای چه خواهد شد؟

درحال حاضر بدبینی های افراطی  که بعد از تمدید مذاکرات تا تیر ماه 94 پدید آمده بود کمرنگ تر شده و بعد از موضع گیریهای طرفین مبنی بر احتمال دستیابی زودتر از موعد مقرر، نگرانیها نسبت به وضعیت هسته ای کاهش یافته اما این موضع گیریها به اندازه ای تاثیر گذار نبوده است که معامله گران را متقاعد به خرید نماید. بنابراین فعلا وضعیت  هسته ای به گونه ای است که تاثیر مثبت بر بازار ندارد امافعلا تاثیر منفی هم بر وضعیت معاملات ندارد و تمامی اثرات منفی آن تا کنون بر قیمتهای بازار لحاظ شده است.

پیش بینی آینده مذاکرات هسته ای به راحتی ممکن نیست و مشخص نیست نتایج واقعی حاصل از این توافق چه به طور مستقیم و چه غیر مستقیم دقیقا به چه مقدار و از منظر زمانی کِی و تا چه مدت خواهد بود.اما می‌توان انتظار داشت در صورت انجام توافق بخش عمده ای از سرمایه ها حداقل در کوتاه مدت به سمت بورس سرازیر شود .

در این صورت در کوتاه مدت سهام گروه بانکی، خودرویی، حمل و نقل، پیمانکاری، دارو، فلزات ( خصوصا ملی مس)، و در ادامه پتروشیمی ها و نتیجتا کل بازار با اقبال مناسبی روبرو شوند.درصورتیکه این اتفاق قبل از پایان سال رخ دهد می توان انتظار داشت تا فصل مجامع روند مثبت بازار ادامه داشته باشد. در صوتیکه در تیر ماه توافق انجام شود می توان انتظار داشت بعد از برگزاری مجامع  و افت قیمت سهام و در نتیجه جذابیت قیمتی و اخبار مثبت هسته ای رونق بازار حداقل تا پایان تابستان ادامه داشته باشد.

اما پیچیدگی اصلی سناریوی عدم حصول توافق جامع تا پایان تیر ماه و مهلت مقرر است.گرچه این احتمال با توجه به موضع گیریهای طرفین به اندازه احتمال توافق، قوی نیست اما هر چیزی ممکن است. در صورت عدم توافقاحتمال رکود فراگیر در بازار سرمایه بوجود خواهد آمد. قیمت ارز بار دیگر افزایش خواهد یافت و احتمال رونق بازارهای موازی وجود خواهد داشت.

بهره بانکی تعیین شده نیز نخواهد توانست جلوی سرریز شدن نقدینگی به سایر بازارها از جمله ارز و طلا و تحت شرایطی خاص، بازارمسکن را بگیرد. با توجه به برگزاری فصل مجامع و در پیش بودن ماه مبارک رمضان، فروشندگان دست به فروش گسترده خواهند زد و در صورتیکه قیمت جهانی نفت و محصولات پتروشیمی تا آن موقع، حداقل، تثبیت نشده باشند و قیمتهای جهانی فلزات و محصولات معدنیبهبود نیافته باشند، دیگر نمی توان سرمایه گذاران را نسبت به باقی ماندن در بازار تشویق کرد .

در این شرایط نه از منظر زمانی، نه از منظر تکنیکالی و نه از منظر سیاسی، افق مثبتی پیش روی بازار نخواهد بود. نزدیکترین گزینه برای جذب سرمایه بازار ارز و طلا خواهد بود، تورم رو به افزایش خواهد گذاشت و بار دیگر نظام بازار سرمایه متزلزل خواهد شد. اما همانطور که عنوان شد فعلا این گزینه چندان مطرح نیست و به لحاظ زمانی نیز حدود 7 ماه با آن فاصله داریم. بازار نیز نمی تواند این 7 ماه را مرتبا درجا بزند و یا به اصلاح خود ادامه بدهد و نسبت به تغییرات سایر فاکتورها واکنش نشان خواهد داد.

۷ اشتباه کنونی سرمایه گذاران

دروضعیت فعلی اکثر سرمایه گذاران سردرگم هستند و نمی توانند جمع بندی درستی نسبت به شرایط بازار داشته باشند.از آنجا که تصمیمات هر سرمایه گذار مختص اوست. بنابراین نمی توانیم بدون در نظر گرفتن سطح ریسک پذیری و افق سرمایه گذاری افراد، برای همه یک نسخه واحد بپیچیم و بگوییم الان وقت خرید، فروش و یا نگهداری است. اما می توانیم دسته ای از رفتارهای پر خطر و اشتباه را که معمولا سرمایه گذاران در این شرایط متحمل می شوند را به شرح ذیل کنیم:

1. خریدو فروش هیجانی بدون در نظر گرفتن شرایط میان مدت و بلند مدت بازار

2. تعویض پی در پی و بی مورد سهام پورتفوی و تحمیل هزینه معاملاتی به پورتفوی خود

3. تمایل به سفته بازی و خرید وفروش سهام بر اساس شایعات، خصوصا سهام غیر بنیادین و فاقد نشد شوندگی مناسب بدون در نظر گرفتن سطح ریسک پذیری خود و بدون داشتن مهارت لازم برای این کار

4.دخیل کردن تعصبات،جهت گیری بیش از اندازه خوشبینانه و یا بدبینانه نسبت به عوامل ابهام در بورس و ورود و خروج بدون تحلیل به سایر بازارهای موازی

5. عدم مطالعه دقیق شرایط جدید بازار و مقاومت نسبت به اطلاعات جدید و تاکید و تعصب بر تحلیل های گذشته خود و دیگران که ممکن است درحال حاضر دیگر اعتبار نداشته باشند.

6. همراهی و تعصب بی مورد نسبت به برخی سهام موجود در پورتفوی که به دلیل تغییر شرایط بنیادین بازار نظیر قیمت نفت، قیمت ارز و... دیگرمناسب نیستند (اما در سالهای قبل عملکرد خوبی داشتند).

7. اعتقاد بیش از اندازه به تحلیل تکنیکال و شناسایی کف قیمت سهام بازار بدون توجه به شرایط بنیادین بازار

در پایان پیشنهاد می شود سرمایه گذاران در شرایط فعلی با تجزیه و تحلیل تمامی عوامل بازار و شرایط پورتفوی خود و در نظر گرفتن وضعیت ریسک پذیری و نیاز به وجوه سرمایه گذاری شده خود در سهام، نسبت به هرگونه تصمیم در خصوص پورتفوی خود اقدام نمایند. در نظر داشته باشید که استراتژی که برای یک سرمایه گذار در شرایط فعلی مناسب است ممکن است با توجه به شرایط روحی، سطح ریسک پذیری و نیاز به نقدینگی در آینده، برای سرمایه گذار دیگر نامناسب باشد.محسن عباسی، مدیر عامل شرکت مشاور سرمایه گذاری ابن سینا مدبر (اماکو)